Close
(0) items
You have no items in your shopping cart.
All Categories
    Filters
    Change Language
    Search

    اهمیت فضای سبز در زندگی شهری

    آن بخش از فضاي سبز كه در محدوده شهر طراحي و بنا شده، فضاي سبز شهري ناميده ميشود؛ فضاي نسبتاً بزرگ، متشكل از گياهان با ساختي جنگلي و برخوردار از بازدهي زيست محيطي و اكولوژيك معين و در خور شرايط زيست محيطي حاكم بر شهر.

    فضاي سبز از ديدگاه شهرسازي: عبارت است بخشي از سيماي شهر كه از انواع گياهان تشكيل يافته است.

    فضاهاي سبز در وهله نخست به فضاهاي سبز و سطوح سبز، و در مرحله بعد به شهري و غيرشهري تقسيم ميشوند. تفاوت فضاهاي سبز و سطوح سبز از نظر اكولوژيكي در اين است كه سطوح سبز (مثلاً زمين ورزشي چمنكاري شده) نميتواند مانند فضاي سبز شبه جنگلي در كاهش آلودگي صوتي مؤثر باشد و يا به نحو مطلوبي سبب كاهش دما شود. بر اساس اين تقسيمبندي، فضاها و سطوحي كه با كاربري فضاي سبز در شهرها ارتباط پيدا ميكند فضاي سبز عمومي و خياباني و سطوح سبز عمومي، خياباني و چمنهاي ورزشي را شامل ميشود. فضاي سبز عمومي واحد بازدهي اجتماعي ميباشد و براي عموم مردم براي گذراندن اوقات فراغت و تفريح قابل استفاده است و معمولاً پارك ناميده ميشود. در واقع فضاي سبز عمومي (اجتماعي) شامل فضاي سبز عمومي مجهز به خدمات و تسهيلات ميگردد. فضاي سبز نيمه عمومي داراي بازدهي اكولوژيكي هستند، اما تعداد استفاده كنندگان آنها محدود است. محوطههاي باز ادارات، پادگانها و بيمارستانها، نمونههايي از اين فضاها ميباشد. فضاهاي سبز خياباني، درختكاري حد فاصل مسيرهاي پيادهرو و سوارهرو و همچنين فضاهاي ميادين و يا زمينهاي پيرامون بزرگراهها و خيابانهارا شامل ميشود كه عمدتاً جنبه زيباييشناختي دارد و تا حدي نيز واحد بازدهي اكولوژيكي ميباشند. به طور كلي ميتوان گفت كه بخش قابل توجهي از فضاي سبز در طرحهاي شهري را فضاي سبز عمومي تشكيل ميدهد كه به دليل بازدهي اجتماعي و اكولوژيكي به طور همزمان از اهميت بالاتري برخوردار است.

    تاريخچه احداث فضاي سبز

    تاريخ معماري و شهرسازي نمايانگر اين مهم است كه از ادوار گذشته بشر به ضرورت احداث باغ و فضاي سبز در شهرهاي اگرچه ابتدايي آن زمان پي برده بود تا از طبيعت و اصل خويش جدا نمانده است. براي بيان نمونهاي از اين طرز تفكر، میتوان به باغهاي معلق بابل اشاره كرد كه پانصد سال پيش از ميلاد در محوطه چهارده هكتاري كاخ عظيمي در مركز شهر بابل احداث گرديد. اين باغ بزرگ عبارت از سطحهايي بود كه بر ستونهايي استتار شده در هفت طبقه، باغهايي از گياهان نادر آويخته بود. در قرن پنجم پيش از ميلاد يونانيان به سبك معماري (كرنت) سر ستونهاي ساختمانها را به شكل سبد گل و ستونها را به صورت پيچك ميساختند. در آتن نيز محلات جديدالتأسيس را درختكاري ميكردند. معماران مصري نيز ستونها را به شكل باقلاي قبطي، پاپيروس و نخل، هماهنگ با محيط اطراف و طبيعت ميساختند. شهر اسكندريه داراي باغهاي ملي بزرگ بوده و در آتن باغ گياه شناسي، موزه و باغ وحش وجود داشت. ايرانيان نيز از عصر هخامنشيان در اطراف شهرهاي خويش، باغهاي ميوه احداث ميكردند و گوجه و هلو از درختان رايج بوده است. البته از پاركهاي تفريحي هم گزارشهايي از زمان شاه عباس صفوي داريم و باغهايي از آن دوران به يادگار مانده است. سبك كلي باغهاي قديم ايران شامل يك حصار كلي، كانال مركزي كه آب در آن به شكل نهر جريان مييافت و عمارت كلاه فرنگي كه معمولاً در مركز باغ و جاي استراحت بود،است. نمونههايي از اين باغها چهارباغ اصفهان، فين كاشان و ارم شيراز است.حال به دنياي امروز برميگرديم: با توجه به آلودگيهاي روز افزون محيط زيست و نيازهاي روحي بشر گذشته از علايق ذاتي و تاريخي، طراحي شهرهاي جدي جدا از فضاي سبز نيست. نمونه آن، شهر جديد برازيليا در برزيل است كه هماهنگ و مكمل طبيعي پيرامون خود طراحي و ايجاد شده است.

    اهميت و كاركردهاي مهم فضاي سبزشهري

    امروز مفهوم شهرها بدون فضاي سبز مؤثر در اشكال گوناگون آن ديگر قابل تصور نيست. پيامدهاي توسعه شهري و پيچيدگيهاي معضلات زيست محيطي آنها موجوديت فضاي سبز و گسترش آن را براي هميشه اجتنابناپذير كردهاند. شهرها به عنوان كانونهاي تمركز فعاليت و زندگي انسانها براي اينكه بتوانند پايداري خود را تضمين كنند چاره پيكره يگانه شهرها در متابوليسم آنها نقش اساسي دارند كه كمبود آنها ميتواند اختلالات جدي در حيات شهري به وجود آورد. توجه به فضاي سبز به طور عام به عنوان ريههاي تنفسي شهرها تعريف اغراق آميزي از كاركرد آن نيست. بلكه اين شبيه بيانكننده حداقل كاركرد آن در مفهوم اكولوژيك شهرها به شمار ميرود.

    اين فضاها هم از ديدگاه تأمين نيازهاي زيست محيطي شهرنشينان و هم از نظر تأمين فضاهاي فراغتي و بستر ارتباط و تعامل اجتماعي آن جايگاهي در خور اهميت دارد. در اينجا به مهمترين كاركردهاي فضاهاي سبز در شهرها اشاره ميشود.

    ١.كاركرد تفريحي:پاركها بهترين محل براي آرامش و رفع خستگي هستند. امروزه كاركرد تفريحي پاركها و فضاي سبز جايگزين بخشي از كاركردهاي تفريحي خانواده روابط همسايگي و محلي، بازار و ... شده است.

    ٢. كاركرد بهداشتي:پاركها و فضاي سبز را ميتوان در زمره مراكز تأمينكننده بهداشت  جان و روان افراد دانست. نقش گسترده فضاي سبز در تمركز اعصاب بر كسي پوشيده است.

    ٣. كاركرد ارتباطي:پاركها زمينهساز روابط نانوشته سازمان يافتهاي هستند كه با توجه به نيازهاي اقشار مختلف اجتماعي شكل ميگيرد و دوام مييابد.

    ۴. كاركرد آموزشي:بازي و سرگرمي، در آموزش و پرورش جسم و ذهن كودكان سهم مؤثري دارد. پاركها هرچند وسايل بازي اندكي دارند، زمينه كسب مهارت و خلاقيت را براي كودكان فراهم ميسازند.

    ۵. كاركرد خريد و فروش:به رغم اينكه پاركها جايگاه گردش و آرامش هستند به دليل حضور گسترده مردم در آنها جاي مناسب و پررونقي براي عرضه كالاهاي مختلف مورد نياز گردشگران هستند.

    عملكردهاي فضاي سبز را ميتوان به چهار دسته كلي تقسيم كرد.

    ١. فضاي سبز عمومي:اينها فضاهاي سبز شهري و پاركها هستند كه عملكردهاي اجتماعي دارند. اين فضاها براي عموم مردم در گذران اوقات فراغت تفريح گردهماييهاي اجتماعي و فرهنگي مورد استفاده قرار ميگيرد.

    ٢. فضاي سبز نيمه نيمه:اين فضاها نسبت به فضاهاي عمومي محدودترند. مانند محوطههاي باز بيمارستانها، ادارات دولت و نظاير آن.

    ٣. فضاي سبز معابر و خيابانها:از جمله فضاهاي سبز شهرياند كه به طور معمول درختكاري حاشيه باريكي از حد فاصل پيادهرو و سواره را تشكيل ميدهد.

    ۴. فضاي سبز خصوصي:شامل كليه فضاها از جمله باغچهها و باغهاي موجود در شهر است كه استفاده آن محدود به مالكان آن ميباشد.

    كيفيت زندگي شهري

    منظور از كيفيت زندگي توجه به شاخصهاي اجتماعي فرهنگي، اقتصادي و محيطي رواني و... در دو وجه عيني (كمي) ذهني (كيفي) در روند برنامهريزي شهري است. مثل شرايط تحصيل بهتر ،كيفيت دسترسي ،كيفيت مسكن ،كيفيت فضاهاي گذران اوقات فراغت، ايجاد فرصتهايي براي كنش متقابل اجتماعي و فرصتهاي اجتماعي (اشتغال رفاه مشاركت اجتماعي و...). جوهره اصلي كيفيت زندگي شهري تأمين نيازهاي رواني و عاطفي و اجتماعي شهروندان مثل نياز به امنيت ،زيبايي، آرامش خاطر، تعلق اجتماعي شادي تفريح و ... ناقص خواهد بود. كيفيت زندگي شهري در بر گيرنده ابعاد رواني است كه شاخصهايي همچون رضايت و شادي و امنيت را در بر ميگيرد. لذا از اين منظر آن را رضايت اجتماعي نيز مينامند و بر اساس آن با شاخصهاي دسترسي به فرصتهاي اجتماعي مثل شغل، ثروت و اوقات فراغت توجه ميشود برخي اين واژه را مترادف با رفاه و عدهاي ديگر آن را بياني از رفاه ميدانند كه با ميزان كالاهاي عمومي و نحوه توزيع آنها مشخص ميشود. يكي از معيارهاي ارزيابي كيفيت زندگي شهري در شهرها فضاي باز و سبز عمومي ميباشد كه از زير معيارهاي اصلي شاخص اجتماعي كيفيت زندگي ميباشد.

    نقش فضاي سبز در كيفيت زندگي شهري

    امروزه نقش و اهميت فضاهاي باز و سبز در محيط زيست و كيفيت زندگي مجتمعهاي زيستي به طور چشمگيري رو به افزايش است. به همين جهت، در اكثر كشورها، فضاي باز و سبز جزء لاينفك تصميمات برنامهريزي كاربري زمين به شمار ميآيند. (به طور كلي بازدهي فضاهاي سبز شهري در سه گروه بازدهي اكولوژيك و محيط زيستي، بازدهي كالبدي – شهرسازي و بازدهي اجتماعي – رواني قابل تقسيمبندي ميباشد. در بررسي اثرات رواني – اجتماعي فضاي سبز بايد گفت كه انسان، در هر شرايطي روزانه به چند ساعت فضاي ساكت و آرام نياز دارد كه فضاي سبز ميتواند اين فضا را تأمين نمايد. همچنين از مهمترين اثرهاي فضاي سبز در شهرها، كاركرد زيست محيطي آنهاست كه شهرها را به عنوان محيط زيست جامعه انساني معني دار كرده است و با آثار سوء گسترش صنعت و كاربري نادرست فناوري مقابله كرده، سبب افزايش كيفيت زيستي شهرها ميشود. همچنين به عنوان يكي از مباحث مهم و كاربردي در ديگر كشورها تبديل شده است به طوري كه هر ساله مساحت زيادي از زمينهاي شهري آنها به اين كاربري بسيار مهم اختصاص داده ميشود. منظور از بازدهي اكولوژيكي نيز زيباسازي بخشهاي شهري، كاهش دماي محيط، توليد اكسيژن افزايش نفوذپذيري خاك در مقابل انواع بارش و مانند اين ها ميباشد.

    اثرات روحي و رواني فضاي سبز بر كيفيت زندگي شهري

    فطرت انسان به گونهاي آفريده شده است كه تواناييهاي بسياری دارد و اين تواناييها بدون ارتباط با زيباييهاي طبيعي  در زندگي شهري، كه همان فضاهاي سبز ميباشند به افسردگي و خمودي ميگرايد و بالطبع در پرتو بهرهمندي از فضاي سبز خلاقيتهاي انسان شكوفه ميگردد و انسان راه تكامل را در زندگي خود ميپيمايد. اگرچه بيشتر شهروندان مقيم شهر از مزايا و تأثيرات غيرمستقيم فضاهاي سبز بر زندگي خود آگاه نيستند اما اين تأثير و كنش متقابل ميان برخورداري از فضاي سبز و عدم برخورداري از آن بر زندگي آنها توسط پژوهشهاي گوناگوني به اثبات رسيده ميباشد. به عنوان مثال در ميان نوشتههاي علما و احاديث و قرآن كريم نيز به اين موضوع اشاره شده است از مجموعه آيات و احاديث چنين به دست ميآيد كه:

    ١ . نگاه به فضاي سبز غمهاي انسان را  ميزدايد. به او آرامش بخشيده و او را شاد و خوشحال ميكند.

    ٢ . بهرهمندي از فضاي سبز حالت ياس و نوميدي را از انسان دور كرده و شور و اميد در او ايجاد و يا تقويت ميكند.

    ٣ . فضاي سبز تأثيري قابل توجه در درمان بيماريهاي روحي و رواني دارد به طوري كه اين مشكلات با نگاه كردن به فضا و مناظر سرسبز و قدم زدن و نفس كشيدن در فضاي سبز از ميان ميرود.

    ۴ . ارتباط با فضاي سبز موجب نشاط و موجب انگيزه براي حركت به سوي تعالي و تكامل است.

    ميزان سرانه فضاي سبز و تأثير آن رفاه زندگي شهروندان

    سرانه عبارت است از مساحت، تقسيم بر جمعيت. در واقع سرانه عبارت است از مقدار زميني كه به طور متوسط از هر كدام از كاربريها به هر نفر از جمعيت شهر ميرسد. در تعيين سرانه عواملي از قبيل قيمت زمين، نوع درآمد، امكانات گسترش شهر، موقعيت اقليمي و طبيعي شهر مسائل اجتماعي، آداب و رسوم، نيازهاي جمعيت به تأسيسات رفاهي، نوع معيشت، تكنولوژي ساختمان و ... مؤثر است. امروزه در بيشتر كشورها ميزان سرانه هر يك از خدمات شهري نشاندهنده ميزان رفاه و كيفيت زندگي در شهرها ميباشد. در اين ميان سرانه فضاهاي سبز نيز به عنوان يكي از فاكتورهاي مهم افزايش سطح زندگي در شهرها ميباشد. همچنين با توجه به اهميت فضاها و لزوم ايجاد در شهرها به منظور لطافت هوا و تفريح مردم و زيبايي شهر بايستي استاندارد مشخصي براي ايجاد فضاهاي سبز وجود داشته باشد زيرا هر اندازه كه فضاي سبز در سطح شهر توسعه يابند كافي نخواهند بود. مقوله سطوح و سرانه سبز را صرفاً ميتوان در مورد فضاهاي سبز عمومي مطرح كرد. زيرا فضاهاي سبز خصوصي نيمه عمومي و فضاي سبز حاشيه معابر هرچند در بازدهي اكولوژيكي نقش مؤثري دارند اما بنا بر ماهيتشان فاقد عملكرد اجتماعياند. در دنياي صنعتي امروز پيشرفت در زمينههاي مختلف صنعت، تكنولوژي و... به يكي از مهمترين دغدغههاي كشورهاي توسعه يافته و در حال توسعه و حتي جهان سوم تبديل شده است . متوسط سرانه فضای سبز ٣٠ مترمربع براي هر فرد است. شاخص تعيين شده از محيط زيست سازمان ملل متحد ٢٠ تا ۵ مترمربع و در جايي مانند ايالت متحده ٧۵ متر مربع به ازاي هر فرد است. اين در حالي است كه بر اساس مطالعات و بررسيهاي وزارت مسكن و شهرسازي، سرانه متعارف و مناسب فضاي سبزي شهري در ايران حدود ٧ تا ١٢ مترمربع براي هر فرد ايراني است .در گزارش مطالعات گروه برنامهريزي شهري وزارت كشور اين نقل قول آمده است كه زندگي سالم در جايي امكان پذير است كه سهم سرانه هر فرد از فضاي سبز در منطقه مسكوني از ٣٠ تا ۵٠ مترمربع كمتر نباشد. و براي رسيدن به پارك بيش از يك ربع ساعت وقت نگيرد . سرانه فضاي سبز در شهرهاي مهم جهان مثل آمستردام ١۶متر در شيكاگو ٢٠، نيويورك ١١، لندن ٩، كپنهاگ ١٠، پاريس ٧۴/٧ ، در شهر رم نيز ۶ متر ميباشد.كه اينها نشان دهنده اهميت اين فضاها براي شهروندان ميباشد.

    نتيجه

    فضاي سبز شهري به عنوان بخش جاندار محيط شهري مكمل بخش بي جان شهر، يعني ساختار كالبدي شهر، ميباشد. امروزه جامعه شناسان، روانشناسان و پزشكان بر اين باورند علاوه بر تأمين بهداشت جو و محيط مكانهاي مسكوني، نقش مثبتي در سلامتي شهروندان، بر عهده دارند كه از مهمترين آن ميتوان به تأثيرات آن بر زندگي شهروندان ميباشد كه روزانه ساعاتي را براي گذراندن اوقات فراغت خود در اين گونه فضاها ميگذرانند. با توجه به مطالب بالا ميتوان به اهميت و نقش مهم اين فضاها در كيفيت زندگي شهر و سلامت روحي و رواني شهروندان پي برد. سلامت شهروندان و پايداري شهري و كميت و كيفيت و بازدهي رواني اجتماعي و اكولوژيكي فضاهاي سبز شهري يكي از آثار طراحي و برنامهريزي مناسب شهري ميباشد كه بايد تمام تلاش مسئولين و دست اندركاران امور شهري براي برآورد آن باشد. به ويژه در طراحي و برنامهريزي براي احداث شهرهاي جديد بايد اين كاربري باتوجه به نيازهاي هريك از شهروندان طراحي و مكان يابي گردد.

    Leave your comment
    Blog archive